سيد مهدي حجازي ( مترجم : حجازي و خسروشاهي )
569
درر الأخبار من بحار الأنوار ( فارسي )
4 - دلائل الإمامة : از أبو بصير روايت است كه به محضر حضرت امام باقر عليه السّلام رسيدم وبه آن حضرت عرض كردم : شما ورثه پيامبر خدا صلَّى الله عليه وآله هستيد ؟ فرمود : بلى ، گفتم : ورسول خدا صلَّى الله عليه وآله وارث پيامبران بود ؟ فرمود : بلى ، عرض كردم : پس شما مىتوانيد مردهها را زنده كنيد ؟ وكور وپيسى را شفا بدهيد ؟ فرمود : بلى ، به اذن خدا اين كارها را مىتوانيم انجام بدهيم سپس فرمود : اى أبا محمد نزديك من بيا نزديكش رفتم دستش را به چشمها وصورتم كشيد ، خورشيد وآسمان وزمين وخانهها وهر چيزى را كه در آن محل بود ديدم ، آنگاه فرمود : دوست مىدارى در اين حال باقي بمانى وهر چه به خير مردم است ، به خير تو باشد ، وهر چه بر ضرر مردم است بر ضرر تو باشد ؟ يا اينكه دوست مىدارى برگردى به حالي كه بودى وبهشت خالص برايت باشد ؟ عرض كردم ، برمىگردم به وضعي كه بودم ، أبو بصير گفت : حضرت دستش را به چشمم كشيد ومن به حالتي برگشتم كه بودم . 5 - دعوات : در مرضى به أبو درداء گفته شد : از چه شكايت دارى ؟ گفت : از گناهانم . گفته شد : چه ميل دارى ؟ گفت : بهشت . گفتند : طبيبى بياوريم ؟ گفت : طبيب مرا مريض كرده است . ابن عباس گفت : همسر حضرت أيوب به أو گفت : چرا خدا را نخواندى كه ترا شفا بدهد ؟ فرمود : واي بر تو ، هفتاد سال در ناز ونعمت بودم بيا به همان اندازه در بلا وگرفتارى صبور باشيم ، بعد از آن مدت زمان طولانى نگذشت كه حضرت شفا يافت . ابن مبارك گفت : به يك مجوسي گفتم : آيا ايمان نمىآورى ؟ گفت : مؤمنان چهار خصلت دارند كه من آنها را دوست نمىدارم ، مىگويند وعمل نمىكنند ، گفتم : چطور ؟ گفت : همگى مىگويند كه : فقراى أمت محمد ، پانصد سال زودتر از ثروتمندان وارد بهشت مىشوند ، ومن كسى از ايشان را نمىبينم كه طالب فقر باشد ، ولى از آن مىگريزد ، ومىگويند : مريض ، خطاهايش كفاره گناهان أو مىشود وكسى را نمىبينم مرض را بجويد ، ولى از آن شكايت مىكند ومىگريزد ، وگمان مىبرند خدا روزى دهنده بندگان است وشب وروز در طلب روزى مىروند واستراحت نمىكنند ، وگمان مىكنند كه مرگ حق وعدل است واگر كسى از ايشان بميرد ناله هايشان به آسمان مىرود . 6 - احتجاج : صالح بن كيسان گفت : معاوية به امام حسين عليه السّلام عرض كرد : آيا اطلاع دارى ما با حجر بن عدي وياران أو ، شيعه پدرت ، چه رفتارى داشتهايم ؟ فرمود : چه كارى با ايشان كرديد ؟ عرض كرد : ايشان را كشتيم وكفن كرديم وبر ايشان نماز خوانديم ، امام حسين خنديد ، وفرمود : اى معاوية آن گروه خصم تو خواهند بود ، ولى اگر ما پيروان ترا مىكشتيم آنها را كفن نمىكرديم ، غسل نمىداديم وبر ايشان نماز نمىخوانديم ودفن نمىكرديم .